تبليغاتX
پــــــــــــــــــــــــــــــــــلاک

پــــــــــــــــــــــــــــــــــلاک

هر اندیشه ای اگر در قالب هنر نگنجد ماندنی نیست . مقام معظم رهبری

پس از فتح مكه در سال هشتم هجری،‌ رسول خدا همه بت هایی را كه در خانه كعبه بود شكست. تنها بت سالم در مسجد الحرام،‌ بتی بود كه بر پشت بام كعبه قرار داشت. پیامبر تصمیم گرفت آن را بشكند. برای این كار،‌ علی را روی شانه های خود قرار داد و وی رابه بالای كعبه فرستاد. هلی بت را گرفت و از پشت بام خانه خدا بر زمین انداخت. بت تكه تكه شد و بدین ترتیب خانه خدا از وجود آثار شرك و كفر جاهلیت پاك گردید.

علی كه هنوز بالای كعبه بود،‌ برای پایین آمدن،‌ به ناودان آویزان شد و بر زمین پرید. پایش كه به كف مسجد رسید. لبخند زد.

رسول خدا فرمود:‌ «ای علی! خدا همیشه لبهایت را خندان سازد،‌ چرا خندیدی؟!» علی عرض كرد: «ای رسول خدا!‌ از این خندیدم كه من خود را از بالای كعبه بر زمین انداختم،‌ ولی درد و رنجی احساس نكردم».

پیامبر فرمود:‌«در حالی كه محمد تو را بالا برد و جبرئیل تو را پایین آورد،‌ چرا احساس درد و رنج كنی؟»

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 5:12 قبل از ظهر  توسط آسمان  | 

در آسمان، ملائكی كه قمر را
با یك اشاره‌ی لولاكی
بشكافتند،
راه را
با فاتحه گشودند.
بانگ تلاوت از شقاق قمر
برخاست و...
تا آسمان هفتم
بالا گرفت
تا جنات یس
و حجرات نور
تا آنجا كه نسیم «هل اتی» می وزد،
با عطر یاس
و گل های محمدی ....
تا بستان هایی كه
از نهرهای «طه»
سیراب می شوند.
+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 5:8 قبل از ظهر  توسط آسمان  |