اكنون نميدانم كه سراغ تو را از كجا بايد گرفت. از سجادههاي شبانه؟ ازپروانههاي تسبيح گر؟ از كاغذهايي كه در كار معاشقه با دستهاي تو بودهاند؟ از قلمهايي كه بار سنگين امانت تو را بر دوشهاي خويش حمل كردهاند؟ از دوربيني كه همزاد و همنفس تو بود در روايت شيفتگيها و بيقراريها و جاماندگيها؟
يا از شمعهايي كه هميشه آتش دلشان را سر دست گرفتهاند؟
يا...
از فرشتگاني كه اشتياق شهيدان را بر هودج بالهاي خويش، عروج ميدهند؟!
يا از شمعهايي كه هميشه آتش دلشان را سر دست گرفتهاند؟
يا...
از فرشتگاني كه اشتياق شهيدان را بر هودج بالهاي خويش، عروج ميدهند؟!
نوشته شده در دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 8:46 قبل از ظهر توسط آسمان|
|
فَوَِق كُلِّ برٍّ بِرٌّ حَتي يُقتَلُ الرَّجُلُ فِي سَبِيلِ الله، فَاِذا قُتِلَ فِي سَبِيلِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ فَلَيْسَ فَوْقَهُ بِرٌّ
بالاتراز هر خوبي، خوبهائي هست مگر اينكه انسان در راه خدا كشته شود كه بالاتر از آن هيچ فضيلت و برتري نيست.
نوشته شده در شنبه 27 بهمن1386ساعت 9:48 قبل از ظهر توسط آسمان|
|
بسمه تعالي
نوشته شده در سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 9:6 قبل از ظهر توسط آسمان|
|

